سلام دوست عزیز

روز را خورشید می سازد روزگارش را ما

 

این مقاله توسط دوست بسیار عزیز مهندس مولادوست برای باغبانی علمی ارسال گردیده است

دکتر کارین مالینویسکی[1]

مترجمین :

دکتر حمیدرضا علیپورخیرخواه[2]

مهندس کیومرث مولادوست [3]

مهندس پوریا حسین نیا [4]

مدیریت استرس در اسبان ورزشی

 

تصور بروز و تجربه استرس که منجر به آسیب در سلامتی حیوانی که تحت مراقبت کامل می باشد کمی سخت است . ولی اسبهایی که دارای روحیات و اخلاق هیجانی هستند معمولاً استرس بر روی آنها مؤثر واقع می شود که حیوان پاسخهای مختلفی به شرایط حاکم می دهد . تحقیقاتی که بوسیله دکتر مالینوفسکی و همکاران او در کالج کوک و ایستگاه تحقیقات کشاورزی نیوجرسی اداره می­شد این هدف را داشتند که در یابند: «آیا اسبها قادر به درک تمرینات و مدیریت استرس می باشند و چگونه این حیوامات با یک چنین شرایط زندگی کنار می­آیند.»

نکته اساسی تحقیقات مدیریت استرس در اسبان ورزشی این بود که  صاحبان چنین اسبهایی به این واقف شوند که بالا بردن کیفیت تکنیکهای مدیریت به اسب این اجازه را می دهد که از تمام قابلیت های ژنتیکی خود را تحت کنترل آدمی استفاده کند. چنین مطالعاتی دارای نهایت اهمیت بوده و باید توسط صنعت اسب داری کاملاً حمایت شوند . زیرا از نقطه نظر حمایت از حقوق حیوانات ، کشف و آموختن چنین حقایقی ضروری و لازم است.

استرس در اسب ورزشی                                    استرس در اسب ورزشی

استرس را می توان به معنای یک کلمه کلی تعریف کرد که شرایط روانشناسی و زیست شناسی حاکم و چگونگی عوامل  تهدید کنند ه را بیان می کند. با توجه به نظریات روانشناسانه استرس یک امربسیار پیچیده می باشد که تاکنون کاملاً شناخته نشده است. دانشمندان به این نکته اذعان می کنند که دو نوع عوامل استرس زا وجود دارد. عوامل استرس زای فیزیکی که شامل: عواملی نظیر جراحات ، تغییرات محیطی و فشار واعمال زور می باشند و عوامل استرس زای روانی که عموماً شامل شرایطی هستند که حیوان را عصبی ویا ترسو می کنند. شک و ترس از افراد بیگانه را می توان به عنوان دو عامل استرس زای روانی دسته بندی کرد.

دکتر مالینویسکی و شاگردانش پاسخهای روانی اسب ها به استرس تحت شرایط مختلف را با اندازه گیری هورمون هایی که در شرایط گوناگون استرس افزایش می یافتند بررسی کردند . سندرم استرس با پاسخ هورمون های آندوکرینی آغاز
می شود. هورمون های استرس (کاتکول آمینها و گلوکوکورتیکوئیدها) دقیقاً منجر به تغییر فعالیت دستگاه قلبی و عروقی ، مکانیسم های تولید انرژی ، دستگاه گوارش ، ایمنی و تولیدمثلی می شوند.

زمانی که اسبی تحت شرایط استرس است ، اولین بخشی که از اندوکرین فعال می شود, سیستم عصبی سمپاتیک می باشد که منجر به افزایش ترشح کاتکول آمین هایی نظیر اپی نفرین و نور اپی نفرین می گردد. کاتکول آمین ها مسئول بروز شرایط جنگ و گریز افزایش تعداد ضربان قلب ، فشار خون و تعداد تنفس می باشند . در طول استرس های حاد و یا مزمن، دومین قسمت پاسخ (محور آدرنال هیپوفیز – هیپوتالاموس ) نیز فعال می شود . در ابتداء فعالیت سمپاتیکی هیپوتالاموس موجب افزایش عوامل افزاینده کورتیکوتروپیک (CRF) که موجب افزایش میزان فعالیت غده هیپوفیز که آن نیز باعث افزایش هورمون آدرنوکورتیکوتروپیک (ACTH)می گردد. ACTH موجب افزایش ترشح گلوکوکورتیکوئید ها از غدة فوق کلیه می گردد. اولین گلوکوکورتیکوئیدی که در اسب ترشح می شود هورمون کورتیزول می باشد . کوتیزول به حیوان کمک می کند تا شرایط استرس برای افزایش متابولیسم گلوکز برای ایجاد و مهیا کردن انرژی با قی بماند . که این مکانیسم به اسب کمک می کند تا از شرایط استرس رهایی یابد.

خلاصه این که افزایش کورتیزول در اسب برای مقابله با عوامل استرس زا بسیار حیاتی است . به هر حال استرس های مزمن و افزایش طولانی مدت کورتیزول موجب بروز شرایط خطر آفرینی نظیر رفتارهای تهاجمی ، کاهش رشد و میزان باروری ، سرکوب سیستم ایمنی و  افزایش میزان بروز زخمهای معده ، کولیک و اسهال می گردند .

مطالعات قبلی ، اثرات تمرین و ورزش بر روی فعالیت آدرنوکورتیکال در انسان و اسب را بررسی می کرد که نتایج متضادی داشت . تمرینات کوتاه مدت با فشار متوسط یا کم موجب افزایش ، کاهش و یا عدم تغییر غلظت کورتیزول پلاسما
می شود.خیر رو به جلو در کورتیزول پلاسما مرتبط با ورزش به شدت و دوره­ی تحرک و همچنین شایستگی فردی وابسته است.

واضح است که میزان استرس های روانی که حیوان با آنها مواجه است مشحص کنندة پاسخ محور هیپوفیز-  هیپوتالاموسی می باشد. در ورزشکاران استرس روانی اضافه شده ناشی از مسابقه یک فاکتور بسیار مهم در پاسخ آدرنال است . به هر حال نقش استرس های روانی در اسبان همچنان ناشناخته باقی مانده است.

غلظت لاکتات پلاسما و تعداد ضربان قلب به عنوان یک شاخص برای  میزان و فشار ورزش و سطح شایستگی در اسب ها پیشنهاد شد. تعداد ضربان قلب و غلظت لاکتات پلاسما می توانند به عنوان یک شاخص مهم در عملکرد کمیتی در نظر گرفته شوند.

چون اثرات استرس ناشی از مسابقه بر روی اسب های ورزشی کاملاً واضح و آشکار است. دکتر مالینوفسکی تحقیقات خود در ده ساله گذشته را بر روی این مطلب متمرکز ساخت .

در ابتداء مطالعات مالینویسکی و دانشجویان کالج کوک بر رابطه با پاسخ فیزیولوژیک به استرس در اسبان یکساله استاندارد برد انجام گرفت. غلظت لاکتات و کورتیزول سرم قبل و بعد از تمرین در طول 21 هفته تحقیق اندازه گرفته شد . تغییرات قابل توجهی در افزایش کورتیزول بعد از ورزش در طی هفته های تمرین و افزایش فشار کاری مشاهده نشد ( اسب ها رفته رفته سریعتر و در فواصل طولانی تمرین داده می شدند) . میزان لاکتات و ضربان قلب به همراه افزایش مطالبات  متابولیکی افزایش داشت . در هفته 21 ، میزان لاکتات 70 بار بیشتر از میزان آنها در بعد از ورزشی در طول هفتة اول بود . این تحقیقات مقدماتی مشخص کردند که اسب ها پاسخ فیزیولوژیکی قابل پیش بینی به استرس  می دهند و عوامل روانشناسانه مسئول افزایش میزان کورتیزول پلاسمای بعد از تمرین هستند.

برای اندازه گیری اثرات استرس بر روی سیستم ایمنی ، تحقیقات اولیه انجام گرفته توسط مالینویسکی و کالج ، سلولهای میانجی ایمنی را ارزیابی کردند. در حضور یک مادة خارجی ، سیستم ایمنی با دو روش پاسخ می دهد . اول اینکه سلول های میانجی ایمنی ، شامل سلولهای خونی (لمفوسیت هایT) جسم خارجی را تشخیص داده و به آن حمله می کنند. دوم ، پاسخ همورال (خونی) که شامل تولید و ترشح ،نتی بادی Bلمفوسیت ها که هر یک برای اجسام خارجی اختصاصی است.

اندازه گیری سلول های میانجی ایمنی در اسبان با استفاده از آزمایش تکثیر لمفوسیت انجام می گیرد. این آزمایش اندازه گیری واکنش لمفوسیتی ، هنگام تحریک به علت حضور یک جسم خارجی انجام می گیرد . (میتوژن) تکثیر لمفوسیتی (رشد) هنگام قرارگیری و مواجهه حیوان با شرایط استرس, سرکوب می گردد . این آزمایش به دانشمندان اجازه بررسی و ارزیابی سیستم ایمنی اسبان (قدرت پاسخگویی و مقابله با عفونت) در مواجه با یک استرس را می دهد.

این مطلب به خوبی جا افتاده که یک ورزش کلی و غیر اصولی موجب نقص در سیستم ایمنی می گردد. در طول ورزش جمعیت سلول های خونی به سمتی تغییر می کنند که در طول زمان استرس ، میزان کلی سلول های سفید و نوتروفیل زیاد شده و لمفوسیت و جمعیت سایر گرانولوسیت ها کاهش می یابد . این تغیییرات عموماً همراه با افزایش کورتیزول پلاسما است .

پاسخ سلول های میانجی  ایمنی تحت تاثیر فعالیت ها, توسط محققین زیادی اثبات شده است . در انسان کاهش تکثیر میتوژن در لمفوسیت های مجزا بعد از یک ورزش طولانی را نمایش می دهد . این کاهش در عملکرد سیستم ایمنی با میزان افزایش کورتیزول در ارتباط کامل است .

اسب های حاضر در مسابقات به خوبی می توانند یک مدل بررسی استرس حاصل از ورزش باشند . تغییر در میزان سلول های سفید خونی و تکثیر لمفوسیت  کاملاً مشابه تغییرات آنها در انسان و جوندگان می باشد.

در ثانیه بیستم بعد از تمرین چهارنعل (گالوپ) اسب ها یک افزایش قابل توجهی از سلول های سفید خونی را نشان می دهند . در ورزشهای سنگین تر نظیر کورس های طولانی هم سلول های سفید و هم نوتروفیل با هم افزایش می یابند . تکثیر لمفوسیتی نیز حساس و  وابسته به میزان کورتیزول است . تمرین اسب ها بر روی ترومیل به مدت طولانی کاهش تکثیر لمفوسیتی را تا 1سا عت بعد از تمرین نشان می دهد . این کاهش همراه با افزایش غلظت کورتیزول پلاسما بود .

مالینویسکی و کالج های مختلف اثرات عوامل استرس زای روانی بر روی سلول های ایمنی میانجی را با اثرات حاصل از شیر گرفتن و پاسخ های استرس های فیزیولوژیکی و تکثیر لمفوسیتی در مادیان و کره ها را مورد مطالعه قرار دادند . در روش از شیرگرفتن اعمال شد. نیمی از کره ها بعد از شیرگرفتن همراه داشتند ولی نیمی دیگر تنها رها شدند. متوجه شدند که کورتیزول بعد از شیر گرفتن در هر دو گروه ، کره ها افزایش یافت . غلظت به مدت حدوداً 24 ساعت در مادیان و 40 ساعت در کره ها افزایش داشت . به طور قابل توجه سلول های ایمنی میانجی در مادیان و کره هایی که همراهی داشتند سرکوب گردید . کره هایی که بعد از شیر گرفتن تنها بودند کاهش عملکرد سیستم ایمنی را حتی با افزایش میزان کورتیزول نشان ندادند .

پاسخ های رفتاری کره هایی که تنها بودند با بررسی اینکه چرا سلول های میانجی ایمنی این گروه کاهش نیافت باید بررسی گردد . کره هایی که تنها بودند بسیار پر سروصدا و سراسیمه تر بودند و به نظر می رسید که در مقایسه با دوستان خود بسیار بیشتر تحت استرس بودند. رفتارهای تهاجمی شاید یک مکانیسم عادتی بوده و به کره این اجازه را بدهد تا از عهده رقبای خود در شرایط تنهایی برآید . در مقابل عوامل ترس و ارعاب حاصل از جدا بودن از مادر و به همراه یک دوست و جفت قرار داشتن برای کره هایی که همراهی داشتند . خیلی استرس آورتر درک گردد و آنها رفتارهای پاسخی حاصل از احساس تنها و بدون کمک و یاور بودن را نشان دهند .

محققین با تحقیق در مورد کره های از شیر گرفته شده به این نتیجه رسیدند که :

1 – عوامل استرس زای روانی به راستی موجب پاسخ استرس های فیزیولوژیکی می گردند.

2 – استرس موجب سرکوب سلول های میانجی ایمنی می گردد .

3- اسب ها رفتار های مختلفی را به خود می گیرند .

اسب ها نیز همانند انسان به موقعیت های مختلف پاسخ های متفاوتی می دهند. و موقعیتی که برای یکی استرس آور است برای دیگری ممکن است نباشد. استرس وابسته به درک حیوان از موقعیت دارد . قطعاً درک موقعیت، با ویژگیهای ژنیکی مشخص در ارتباط و توجیه پذیر است. سه عامل در تعیین اینکه موقعیت استرس آور و قابل درک است دخیل می باشد .

ابتداء تجربه شحص می باشد. موقعیت و شرایط جدید معمولاً به عنوان یک عامل استرس زا و یا تهدید کننده محسوب می شود .

اسبان قطعاً از شخص و مکان ناشناس، ترس را نشان می دهند. دومین عامل، حس کنترل شدن و تحت نظر و مراقبت بودن در شرایط مختلف می باشد. خارج از کنترل بودن برای برخی از شخصیت ها یک استرس بسیار بزرگ می باشد .

طرز رفتار یک عامل مهم در درک استرس توسط شخص می باشد .

اخیراً ، مالینویسکس و دانشجویانش اثرات فیزیولوژیکی و روانی میزان استرس ناشی از نمایش پرش را با شرایط محیط زندگی اسب ها مقایسه گردند . 26 اسب برای این کار انتخاب شدند. که همة آنها تجربه سه مرحله نمایش (حداقل تجربه، اسب های پرش تحت آموزش، تجربة متوسط ، پرش کنندة متوسط، با تجربه و پر شکننده های حرفه ای) را دارابودند. نمونه های خون در سه زمان در نمایش و محیط زندگی اخذ شدند (زمان استراحت، زمان رسیدن به محل پرش ولی قبل از تمرین و بعد از تمرین)، پاسخ های به استرس با تغییر در غلظت کورتیزول پلاسما تشحیص و تعیین شدند. فشار های فیزیکی با تعداد صربان قلب و غلظت لاکتات پلاسما ارزیابی شدند .

اسب های پرش تحت آموزش, بالاترین تغییرات غلظت کورتیزول را در مقایسه با سایرین و شرایط محیط زندگی خود، از خود نشان دادند . در همة اسب ها میزان کورتیزول پلاسما در زمان استراحت تغییری با زمان بعد از تمرین نداشت .

همانگونه که انتظار می رفت، ضربان قلب و لاکتات پلاسما بعد از پرش افزایش یافت. با وجود اینکه اسبهای تحت آموزشی افزایش غلظت کورتیزول را در محیط محل نمایش نشان می دادند اسب های با تجربه و آموزش دیده این چنین نبودند. این اطلاعات این نظریه را تداعی می کند که شرایط فیزیکی تجربه شده قبلی به عنوان یک عامل استرس زا نمی تواند تلقی گردد .

در اوایل بهار 1992 ، دکتر مالینویسکی و کالج های دانشگاه کونکتیکات ، ستورز ، اثرات مسابقه چوگان در میزان استرس و سلول های میانجی ایمنی و ایمنی خونی را نیز بررسی کردند .

اسب های چوگان از دو اصطبل ماهانه یکبار به مدت 5 ماه انتخاب شدند . میزان ضربان قلب و نمونه های خونی در زمان های زیر اخذ و ثبت گردید :

زمان صفر ، زمان استراحت ، بعد از زین گذاری ، بعد از چوکة اول ، بعد از چوکة دوم و 30 دقیقه بعد از مسابقه .

6 اسب به عنوان نمونه برای بررسی تکثیر لمفوسیت ها در زمان استراحت و 8 و 24 ساعت بعد از مسابقه انتخاب شدند . غلظت کورتیزول بعد از مسابقه زمانی که دمای محیط به  0C22  می رسید افزایش یافت. ضربان قلب و غلظت لاکتات نیز بعد از هر چوکه افزایش می یافت اما 30 دقیقه بعد از ورزش به میزان استراحت کاهش می یافت . هیچ گونه تغییری در تکثیر لمفوسیت های 6 اسب انتخاب شده در قبل و بعد از مسابقه مشاهده نشد .

با جمع بندی این مطالب و اطلاعات می توان دریافت که مسابقه چوگان باعث عدم افزایش عوامل استرس زای فیزیولوژیکی که در سایر استرس ها تغییر می یابند می شود و چنین مسابقاتی تغییری در سلول های میانجی ایمنی ایجاد نمی کنند .

در حال حاضر کلینت بورگر، دکتر فاقان و دکتر مالینویسکی در راتگرز میزان اثرات داروهای ضد التهاب استروئیدی و غیر استروئیدی در التهابات مختلف اسبان را بررسی می کنند . این تحقیق در محل تحقیقات اسب (تک سمیان) کالج دانشکده کوک در حال انجام می باشد.

منبع :

1-  Malinowski K . Stress Management forEquine Athletes, The state university of new jersey , Rutgers cooperative Extension , New jersey Agricultural Experiment station.

  

[1] - Karyn Malinowski, Ph.D., Extension Equine Specialist

[2]  - دانش آموخته دانشکده دامپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی تبریز .

[3]  -  مهندس کشاورزی _ علوم دامی ، کارشناس .

[4]  - دانشجوی دکتریPH.D  علوم دامی – ژنتیک و  اصلاح نژاد  دانشگاه فردوسی مشهد .



تاريخ : ۱۳۸۸/٩/٦ | ٧:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سعید رضایی زاده | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.